شهادت با زبان روزه
شهید «حیدر شهیدی» فرزندی از دیار فارس کم سنترین شهید داوطلب دوران دفاع مقدس است که با زبان روزه به لقاءالله پیوست.
شهید
حیدر شهیدی همزمان با سومین روز ماه مبارک رمضان در حالی که ندای یا
حسین(ع) مظلوم و یا زهرا (س) او قطع نمیشد دیدگان خود را فرو بست و بال در
بال ملائک نگاه خود را به افق بیکران آسمانها دوخت و گوهر جان را نثار
مقدم یار کردبا
نگاهی به آمار شهدای کم سن و سال جنگ و در میان نامهایی مانند محمد حسین
فهمیده 13 ساله، علی جرایه 12 ساله، بهنام محمدی 15 ساله، محمد حسین
ذوالفقاری 12 ساله، و مرحمت بالازاده 14 ساله، شهید «حیدر شهیدی» با اختلاف
چند ماه لقب کم سنترین شهید داوطلب دوران دفاع مقدس را از آن خود میکندهر
چند سخن گفتن از ماه و سال در دفتر شهادت جایی ندارد و اینها همگی از
سابقون بودهاند و از سویی میدانیم که آمارها و سن ثبت شده شهدا شاید در
آن زمان ایراداتی نیز داشته، اما برای استان فارس که دبیرستان عشایری شهید
بهشتی آن 92 شهید داشته دارا بودن کم سنترین شهید دفاع مقدس چندان بعید به
نظر نمیرسدداستان
هر کدام از اینان نه شنیدنی که دیدنی است، دیدنی به چشم جان که در این
رهگذر هر چه با کلام ساخته ذهن معاملهگر ببافی ره به جایی نخواهی برداما
بزرگمرد کوچک استان فارس، در شهریور ماه 1353 در خانوادهای مذهبی در
دامان پدر و مادری پاک و مؤمن به اسلام و ارزشهای اسلامی و در خانهای
محقر در قلب روستایی کوچک چشم به جهان گشود11سالهای
که به جای بازی در کوچه محل دفن خود را تعیین کرد.وی را حیدر نام نهادند و
چه اسم با مسمایی که صاحب این نام 11 سال پس از آن به یاری دین خدا
برخواست و در حالی که با هزاران عشق و امید در حال سپری کردن دوره راهنمایی
بود از مدرسه شهید ابوالقاسم اسدی دهرم قدم به عرصه عشق و ایثار نهاد و
مانند حسین فهمیده و بهنام محمدی و هزاران نوجوان دانشآموز بسیجی، قاسم و
اکبرهای کربلایی ایران را بازنویسی کردشهید
حیدر شهیدی دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه شهید اسدی دهرم
با موفقیت به پایان رساند از آنجا که در خانوادهای مذهبی و با ایمان پرورش
یافته بود، در مساجد حضور مییافت و در زمینه کلاس قرآن و فعالیتهای هنری
شرکت فعال داشتوی
در زمینه کشاورزی نیز فعالیت داشت و مانند تمام آنان که از خاک به افلاک
رسیدند راز کندن از خاک و دوباره پیوستن هر چیز به خاک را خود آموخته بود و
از این رو بود که وزنی سبک و پایی چابک در راه شهادت داشتشهید
حیدر شهیدی با گروهی از همکلاسیها به جبهه جنوب، لشکر 19 فجر اعزام شد و
خود را در صف مجاهدانی قرار داد که به دفاع از کیان این ملت برخاسته بودنداین
بسیجی عاشق با صدور فرمان حضرت امام که حضور در جبهههای جنگ را نوعی
تکلیف بیان فرمود پس از امتحانات خرداد ماه در بهمن 1363 به همراه جمع
کثیری از همکلاسیها به جبهههای جنگ حق علیه باطل شتافت و به دفاع از هر
آنچه داریم قامت برافراشت و در قالب گردان ابوذر لشکر 33 المهدی در عملیات
پیروزمند بدر در شرق دجله جزایر مجنون شرکت کردوی
در زیر آتش شدید دشمن و انفجار گلوله و ترکش مشغول رساندن مهمات و آب و
غذا به رزمندگان گردان بود و آنگونه که نقل است گلولهباران وسیع منطقه
مانع از انجام وظیفه او نشدسرانجام
این نوجوان پاکباخته برای بار دوم در اوایل سال 1365 بنا به فرمان امام
خود به همراه جمع کثیری از دوستان عازم میادین نبرد شد و این بار منزل رزم
او گردان امام مهدی لشکر 19 فجر بودوی
در 22 اردیبهشت 65 برای انجام یک عملیات ایذایی به منطقه شرهانی (شمال
فکه) اعزام شد و پس از نبرد خونین و جنگ تن به تن در تپه ماهورها و سرزمین
رملی منطقه با بعثیون کافر بر اثر اصابت ترکش و تیر مستقیم دشمن مورد هدف
قرار گرفت و در سحر گاه 22 تیر ماه 65 همزمان با سومین روز ماه مبارک رمضان
در حالی که ندای یا حسین مظلوم و یا زهرای او قطع نمیشد دیدگان خود را
فرو بست و بال در بال ملائک نگاه خود را به افق بیکران آسمانها دوخت و
گوهر جان را نثار مقدم یار کردپیکر
پاکش مدت چند سال در منطقه باقی ماند تا اینکه پس از اعلام آتش بس و اتمام
جنگ گروه تفحص شهدا بقایای پیکر مطهرش را به زادگاهش دهرم انتقال دادند و
در شهریور ماه 1369 برابر 28 صفر پیکرش بر روی دست همرزمان و امت شهیدپرور
دهرم تشییع و در جوار دیگر شهدای جنگ تحمیلی به خاک سپرده شد